برای زن فردا...کردیا

 
وقتی نقاب از چهره برداشته می شود...
نویسنده : الهام پاوه نژاد - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧
 

جام جم آنلاین/

 

نگاهی به نمایش خدای کشتار ، نوشته یاسمینارضا و با کارگردانی علیرضا کوشک جلا‌لی

 

وقتی نقاب از چهره برداشته می‌شود

 

بعضی وقت‌هاست که خواننده داستان یا شعر و بیننده فیلم یا تئاتری آنچنان شور و شعفی پیدا می‌کند که دوست دارد دیگران را نیز در این تجربه فرهنگی شریک کند

. این به طور دقیق حسی بود که هفته گذشته پس از دیدن نمایش «خدای کشتار» نوشته یاسمینا رضا و با کارگردانی علیرضا کوشک جلالی به من دست داد.

 دی 1387

 

سالن سایه در مجموعه تئاترشهر این روزها شاهد به صحنه رفتن تازه‌ترین نمایشنامه‌ یاسمینا‌رضا است که از زمان نگارش آن کمتر از 2 سال می‌گذرد و در این مدت در بسیاری از کشورهای دنیا اجرا شده است.

علیرضا کوشک جلالی که علاوه بر کارگردانی کار، ترجمه متن را نیز خود انجام داده است، کوشیده است تا با پیروی از همان رویه گذشته‌اش که پیش از این در نمایش‌های بازرس و موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن دیده‌ایم، کاری شسته و رفته را که مخاطب در تماشای آن احساس راحتی می‌کند، به صحنه بیاورد؛ هدفی که در آن توفیق یافته و نتیجه آن انبوه تماشاگرانی است که هر شب در تالار سایه حضور می‌یابند و بسیاری از آنها روی پلکان و کف سالن به تماشای کار می‌نشینند.

برتولت برشت درباره رابطه تماشاگر با تئاتر می‌گوید: تماشاگر در بدو ورود به سالن به فکر تفریح است. او به تالار می‌آید که لذت ببرد. حال اگر چیزی هم یاد گرفت که اتفاق خیلی خوبی رخ داده است.

این نظر از زبان‌ نمایشنامه‌نویسی و کارگردانی بیان شده است که در نیمه اول قرن بیستم میلادی در آلمان تئاتر حماسی را پایه‌گذاری کرد و در آثارش به طرح نکات اخلاقی و آموزنده می‌پرداخت.

برشت سعی می‌کرد پیش از آن‌که مخاطبانش را به سوی همذات‌پنداری با قهرمانان نمایشنامه‌هایش سوق دهد، با استفاده از تکنیک فاصله‌گذاری آنها را بیشتر به تفکر و اندیشیدن وادارد. با این حال، هم اوست که از ضرورت تفریح و لذت بردن در جریان تماشای نمایش صحبت می‌کند. این چیزی است که نمایش خدای کشتار با رعایت آن توانسته هم محبوب انبوه تماشاگران شود و هم نظر موافق منتقدان هنری را برانگیزد.

خدای کشتار کیست؟

خدای کشتار تازه‌ترین نمایشنامه یاسمینا رضاست که در سال 2007 میلادی نوشته شده است و در حال حاضر در بسیاری از کشورها اجرا می‌شود. اولین چیزی که در این اثر جلب توجه می‌کند، عنوان آن است.

اگر در تراژدی‌های یونان باستان و نمایشنامه‌های کلاسیک دوره شکسپیر، نام قهرمان اثر بر تارک نمایشنامه‌ جای می گرفت، اینجا هم عنوان خدای کشتار به شخصیتی اشاره دارد که در متن اثر در درباره  آن بحث می‌شود؛ شخصیتی که به تعداد آدم‌های روی زمین قابلیت تکثیر دارد و هر کس می‌تواند خود را به جای آن بگذارد.

نمایشنامه خدای کشتار، گفتگو و بحث 2 زوج است که پس از دعوای پسرانشان دور هم جمع‌ شده‌اند تا نقطه پایانی بر ماجرا بگذارند. اما در ادامه گفتگوی آنها به مشاجرات و درگیری‌های کلامی بزرگ‌تری ختم می شود و اوضاع و موقعیت، شرایط بدتری پیدا می‌کند.

یاسمینا رضا در این نمایشنامه نیز مثل آثار گذشته‌اش، با روایت یک ماجرا و توصیف یک موقعیت به ظاهر ساده به بحث‌های عمیق‌تری می‌رسد و پرسش‌هایی اساسی را مطرح می‌کند. 4 شخصیت نمایش خدای کشتار، آدم‌های بسیار عادی هستند که پیرامون ما زندگی می‌کنند و هر کس ممکن است در موقعیت آنان قرار بگیرد. میشل (با بازی کاظم هژیر آزاد)‌ فروشنده لوازم خانگی است و ورونیک (با بازی الهام پاوه‌نژاد)‌ نویسنده‌‌ای است که به رنج و مصیبت مردم آفریقا به همان میزان 2 دندان شکسته شده پسر یازده دوازده ساله‌اش اهمیت می‌دهد و کتابی را درباره کشتار سیاهان سودان نوشته است!‌ در مقابل خانواده هویل، خانواده رایل قرار دارند که برای پوزش‌خواهی به خانه آنها آمده‌اند.

آلن (با بازی بهنام تشکر)‌ وکیل دادگستری است و همسرش (با بازی بهاره رهنما) با شرمساری از اقدام زشت پسرش در ضرب و شتم دوستش حرف می‌زند اما این تنها آغاز ماجرا و گفتگوی 2 خانواده است و به مرور که نقاب از چهره 4 شخصیت نمایش برداشته می شود، ما می‌بینیم آنها نیز مثل بسیاری دیگر از انسان‌ها می‌توانند بسیار مغرور، خودبین، دروغگو، بی‌انصاف، بی‌رحم، دیکتاتور و ... باشند؛ آدمی که می تواند به خدای کشتار تبدیل شود.

شناخت متن

 

یاسمینا رضا را باید نویسنده‌‌ای شهودی وحسی به شمار آورد که با تسلط بر واژه‌ها، ضرباهنگی کلامی به وجود می‌آورد و با احساس رهایی می‌نویسد. در خدای کشتار، مانند دیگر آثار این نویسنده، دیالوگ و گفتگو به جای آن‌که بین آدم‌ها پیوند برقرار کند، بیشتر باعث دور شدن آنها می شود. اینجا هم، دیالوگ‌ها به آتش اختلاف بیشتر دامن زده و باعث فسخ می‌شوند و  نه وصل.

در این نمایشنامه، مشابه دیگر نوشته‌‌های یاسمینارضا، روابط همان‌طور که یک‌دفعه شکل می‌گیرد، براحتی هم گسسته می شود. 4 شخصیت خدای کشتار، به طور مدام مواضع و جبهه‌هایشان را تغییر می دهند و اتحادهای 2 نفره موقتی را شکل می دهند. در ابتدا میشل و ورونیک در مقابل زوج دیگر قرار دارند، اما در ادامه زن‌ها به هم نزدیک شده و علیه همسرانشان موضع می گیرند. این دسته‌بندی‌ها چند بار دچار دستخوش شده و عاقبت به جبهه‌گیری و تنش‌ نهایی میان 2 خانواده ختم می‌شود.

متن خدای کشتار مانند نمایشنامه‌های دیگر یاسمینا رضا از چاشنی طنز بهره‌مند بوده که در اجرای علیرضا کوشک جلالی پررنگ‌تر شده است. این کارگردان تئاتر بارها نشان داده است دوست دارد مسائل مهم و حیاتی را با زبان طنز به نمایش درآورد. مشکلات انسان امروزی چون تنهایی، پیوندهای سست خانوادگی، خیانت، پرخاشگری، خشونت و... در کارهای صحنه‌ای جلالی، رنگ و طعم طنزآلود می‌یابند.

کوشک جلالی با شناخت درست متن، از یک دعوای کودکانه به آشکارسازی روابط داغان زن و شوهرها می‌رسد و با عبور از آن، مشکلات پایه‌ای و اساسی‌تر بشر را مطرح می‌کند. این کارگردان با اتکا به متن یاسمینارضا نشان می‌دهد اگر انسان‌ها در موقعیت‌های پر تنش و سخت قرار بگیرند، خود واقعی‌شان را آشکار می‌سازند.

آنچه بر صحنه می‌بینیم

 

در اجرای نمایش خدای کشتار، با صحنه‌ای روبه‌رو می‌شویم که بسیار بجا و درست به طور واقع‌گرایانه طراحی نشده است. صحنه این نمایش اگر چه قرار است فضای یک خانه را نشان دهد، اما به هیچ وجه شلوغ نیست. کتاب‌های ورونیک نویسنده روی زمین است و هیچ قفسه‌ای وجود ندارد.

تلفن نیز روی زمین قرار دارد و به دلیل نبودن هیچ میزی، وسایل پذیرایی هم بر کف صحنه جای می‌گیرند. تنها وسایل دست و پاگیر صحنه 4 صندلی است که آنها هم از سوی بازیگران بارها جابه‌جا شده، در جریان بازی به کار گرفته می‌شوند. لخت بودن صحنه‌ای که منوچهر شجاع‌آن را طراحی کرده، دینامیک زیادی به نمایش بخشیده و باعث شده بازیگران تحرک بیشتری پیدا کنند.
خدای کشتار، میزانسن‌های متنوعی دارد و کارگردان از این طریق توانسته فضای تنش آلودی را به نمایش در آورد که در آن آدم‌ها یک لحظه آرام و قرار ندارند.

جدای از بحث کارگردانی و طراحی صحنه‌، بازی نقش آفرینان، دیگر نقطه قوت این نمایش است. کاظم هژیر آزاد، الهام پاوه‌نژاد،‌ بهاره رهنما و بهنام تشکر با بازی روان و پراحساس خود 90دقیقه تمام، تماشاگران را جذب نمایش خود می‌کنند. آنها بخوبی فراز و فرودهای احساسی شخصیت‌ها را به نمایش در می‌آورند و دیالوگ‌های خود را چون تیری به سوی هم پرتاب می‌کنند. در این میان شاید بتوان بر بازی الهام پاوه‌نژاد تاکید کرد.

او ابتدا بسیار خونسرد نشان می‌دهد، در ادامه پرخاشگر می شود و در لحظات پایانی نمایش، به خشونت فیزیکی هم روی می‌آورد. برای تایید این مدعا باید به صحنه‌ای اشاره کرد که او پس از لحظاتی که با خنده توام است، از همسرش طلب نوشیدنی می‌کند و وقتی با جواب رد روبه‌رو می‌شود بسرعت چهره‌ای تحقیر شده پیدا می‌کند اما از سوی دیگر باید بر اغراق در بازی بهنام تشکر انگشت گذاشت که بیشتر خواست کارگردان است تا انتخاب خودش.

اگر چه بازی غلو شده او در شیوه جواب دادن به تلفن همراهش ابتدا خنده تماشاگران را به دنبال دارد، اما در نهایت از فرط تکرار به ضد خودش تبدیل می‌شود و بر بازی توانمندانه او خدشه وارد می‌کند. نمایشنامه پر قدرت و در عین حال ظریف یاسمینا رضا، در کنار کارگردانی هوشمندانه و دقیق علیرضا کوشک جلالی و البته بازی دیدنی بازیگران، خدای آتش را به یکی از موفق‌ترین آثار امسال تئاتر ایران تبدیل کرده است.

یک ربع قرن موفقیت

علیرضا کوشک جلالی از کارگردانانی است که هر اثر او می‌تواند یک اتفاق نمایشی باشد. او که عضو اتحادیه کارگردانان تئاتر آلمان است، تاکنون بیش از 35 نمایش را در آن کشور به روی صحنه برده است.

جلالی که از 25 سال قبل نوشتن از آغاز کرده، با نگارش نمایشنامه با کاروان سوخته که هم اکنون در 7 شهر آلمان، سوئیس و اتریش در حال اجرا است، جایزه نمایشنامه‌نویسی مردمی آلمان را در سال 1991 از آن خود کرد.

از آثار به اجرا در آمده این کارگردان در ایران،‌ می‌توان به مسخ، پابلو نرودا، بازرس، موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن و شوایک در جنگ جهانی دوم اشاره کرد. موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن، از طرف انجمن منتقدان خانه تئاتر به عنوان بهترین اجرا در سال 1386 انتخاب شد.همچنین 3 اثر علیرضا کوشک جلالی با نام‌های پابلو نرودا، پوزه چرمی و با کاروان سوخته، در سال‌های اخیر در زمره نامزدهای بهترین اجراهای کشور آلمان بوده‌اند.

مهدی یاورمنش

 

 


 
 
چند جواب کوتاه
نویسنده : الهام پاوه نژاد - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧
 

این چند سطر برای خواننده های محترمی است که در این مدت برایم پیام های مختلفی گذاشتن و نمی خوام بی جواب بمونن.

بعضی خواسته بودند وبلاگ هایشان را بخوانم ونظر بدم که حتما مراجعه کرده و دیده ام ولی بعضی وبلاگ ها   erorrداده و باز نشدند.(مثل وبلاگ خانم سیما) بابت وبلاگ هایی هم که بررسی کردم به نظرم الآن زمان مناسبی برای قضاوت نیست.چون هدف تشکیل هر وبلاگ با دیگری متفاوت است و باید کل وبلاگ خوانده شود و با این وقت کم ، من فقط تونستم چند پست آخر را بخونم، پس بپذیرید که قضاوتم کامل و صحیح نیست در نتیجه معذورم.

بابت تبادل لینک ، از تمام کسانی که لطف کردن و آدرس من را در لینکستان خودشان قرار دادن بی نهایت سپاسگزارم ولی من فعلا  ترجیح می دهم کسانی را در لیست لینک هایم بگذارم که ارتباط کاری و شغلی و یا دوستی به معنای اصیلش (نه مجازی!) با آنان دارم. پس پیشاپیش از تمام دوستان دیگر پوزش می خوام و امیدوارم رنجیده خاطر نشوند. بگذارید دقیق تر با دیدگاه و وبلاگ شما آشنا شوم بعد به لیست اضافه کنم.چون به کیفیت معتقدم نه کمیت.

بعضی یادداشت ها را تایید نمی کنم چون دوست ندارم ! به همین راحتی! البته حتما متوجه شدید منظورم انتقاد ها نیست بلکه پیام هایی است که ... بگذریم.

ولی از این حرف ها که بگذریم واقعا این همه توجه وهمراهی گرم شما در این روز و شب های سرد، سپاسگزاری ، برایش کوچک و کم است. همیشه بر قرار باشید.


 
 
دنیای غریب
نویسنده : الهام پاوه نژاد - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧
 

 ایام تعطیل بودن اجرا سبب شد  که من بتونم به باران الطاف دوستان مجازی جوابی بدم.

راستشو بخواین حسابی غافلگیر شدم.از چند جهت یکی این که دامنه  تکنولوژی چه کرده و چطور آدم ها از اقصی نقاط کره خاکی می تونن هم دیگر رو پیدا کنن و سلامی.

از طرف دیگه درک تنهایی انسان معاصر!

 این تضاد احساسی، برام خیلی ناآشنا نیست! همیشه باهاش درگیر بوده و هستم.این جنگ غم و شادی. ولی این بار خیلی غریب و دور از انتظارم بود وهست.

انواع نوشته ها شور و شوق ایجاد می کنه،از لطف و محبت به من و پرونده ی کاریم ،تااعلام دلخوری و تبریک بابت قرار گرفتن  این وبلاگ در لیست محبوب ها،که البته در این مورد من هیچ ادعایی ندارم  وهرچه هست لطف مخاطب .تا گله از دنیای بی رحم هنر و پارتی بازی و درخواست راهنمایی برای حضور و موفقیت در  دنیای بزرگ کوچک هنری (آخه اینم یکی دیگه از اون تضادهاست!) که در رابطه با این آخری (پارتی )خدا وکیلی من یکی ازش بی بهره بودم و از این بابت شاکر.

ولی غم اصلی من مربوط به باور "تنهایی انسان معاصر" هست. به هر حال وقتی به وبلاگ های دوستانی که پیام گذاشته بودن سری می زدم، چه به رسم ادب ، چه به رسم شناخت مجازی از مخاطبینم ، دیدم که ذات وبلاگ نویسی بیشتر شبیه دفترچه خاطرات نوجوانیمان و حتی فعلیمان شده.با حال و هوا موقعیت جغرافیایی نویسنده، هجرت یا...(البته خودم هم مستثنی نیستم!)

و این خیلی تلخه..خیلی...

تلخه که باور کنی در هر جای این کره خاکی و در هر موقعیت اجتماعی که باشی تنهایی و نیاز داری به این که روانت را با نوشتن در دنیایی ناشناس و حتی کم و بیش نا امن ، به آرامش برسانی.

این واقعیت تلخ منو بیش از پیش برای تو،دخترکم ،که این وبلاگ یا به قولی دفتر خاطرات به نام و برای توست، نگران و مضطرب کرد. که در روزهای جوانی تو این تلخی و ناکامی و تنهایی ها به کجا خواهد رسید؟

و به یاد فیلم های دهه نوجوانی خودم افتادم ،فیلم هایی مثل ترمیناتور که تم اصلیش نابودی دنیای زیبا و زندگی متعادل در آینده  بود.

همیشه همان موقع از خودم می پرسیدم یعنی ممکنه؟ و الان با این احوالات می بینم همه تخریب ها فقط مادی نیست.

  ترس و هراس فعلی انسان ها از تنهایی، دست کمی از فرار رعب آور از آن هیولای آهنی تخیلی نداره...

 


 
 
باز هم خدای کشتار
نویسنده : الهام پاوه نژاد - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧
 
نمایش «خدای کشتار»/ کارگردان: علیرضا کوشک جلالی
 
   سه شنبه، 3 دی 1387  15:46:42
 
 

صداقت در نگارش، درک در اجرا

*علیرضا احمدزاده

نقد نمایش «خدای کشتار» نوشته یا سمینارضا و به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی
یا سمینا رضا امروز ستاره تئاتر اروپاست و آثارش از برلین تا امریکا لاتین و تاخاور دور در حال ترجمه و اجراست. این نویسنده پنجاه ساله با نمایشنامه هنر به شهرت رسید نمایشنامه‌ای کوتاه در باره دوستانی که پیرامون یک نقاشی مدرن مباحثه می‌کنند اثری که در واقع یک بوم خالی و سفید بیش نیست. این نمایشنامه هنوز پس از گذشت پانزده سال در تئاتر‌های پاریس اجرا می‌شود و در بیش از 40 کشور روی صحنه رفته است. در ایران هم از این نمایشنامه چهار ترجمه وجود دارد و دو اجرای صحنه‌ای و یک تله تئاتر از این اثر کار شده است فروش نمایشنامه هنر را در اجراهای جهانی حدود پانصد میلیون دلار بر آورد کرده‌اند.
اگرچه مخاطبان با نمایشنامه‌های رضا به خنده می‌افتند اما خود او ادعا می‌کند که آنها کمدی نیستند او می‌گوید: «نمایشنامه‌های من تراژدی هستند. تراژیک اما خنده‌دار. هنر «نمایشنامه‌ای دلخراش است.»
نمایشنامه‌های وی نومیدی و عدم ارتباط و سوتفاهم بین آدمها را نشان می‌دهد یاسمینارضا به گوشه‌ای امتدادی است ملموس بر گرایش ابزورد در تئاتر.
یا سمینارضا متولد پاریس از مادری مجارستانی و پدری ایرانی است پدرش را در رمانی با نام «چکش پیانو» 1997 توصیف می‌کند و رمانی دیگر با نام «انزوا» نیز در سابقه فعالیت‌های ادبی وی دیده می‌شود.
آثاری نمایشی‌اش عبارتند از: گفت‌وگوهای پس ار خاکسپاری 1987/ مرد اتفاقی 1995/ هنر 1994/ اندوه ژرف 1999/ سه روایت از یک زندگی 2000/ یک نمایش اسپانیایی 2004/ ...و آخرین اثرش خدای کشتار که توسط علیرضا کوشک جلالی ترجمه و کارگردانی شده است.
نمایشنامه خدای کشتار حکایت دو زوج شهرنشین است که فرزندانشان با هم دعوا کرده‌اند و حالا بزرگتر برای حل این مفصل گردهم آمده‌اند اما هرچه از این دیدار می‌گذرد تنش و عصبیت و افشاگری و تحقیر وله شدن بیشتر می‌شود.
در جایی «مشیل» می‌گوید: «زندگی زناشویی سخت‌ترین امتحانیه که خداوند برای آدم‌ها وضع می‌کند». در این امتحان هر چهار نفر مردود شده‌اند خانواده هویل با نفرت با هم زندگی می‌کنند هم چنان که خانواده رایل. رابطه میشل و ورونیک درست به تلخی روابط آنت وآلن است.
این اثر یاسمینارضا شبیه ساختار آثار اوژن یونسکو که آدمهایی را نشان می‌دهد که در وهله اول اجتماعی، متمدن و دوست داشتنی بنظر می‌رسند اما کم‌کم ماهیت جنایت کار و یا درون کرگدن‌شان بروز می‌کند فقط کافی است به آنان زمان بدهید تا ماهیت کثیف خودشان را برملا کنند.
به همین خاطر است که معتقدم یاسمینارضا بسیار پیرو اوژن یونسکوست و مخصوصاً نمایشنامه «خدای کشتار» شباهت‌های نزدیکی به نمایشنامه «آوازه خوان طاس» دارد.
علیرضا کوشک جلالی که عضو اتحادیه کارگردانان تئاتر آلمان و هم‌چنین عضو انجمن کارگردانان خانه تئاتر ایران است و تاکنون بیش از 25 نمایشنامه به زبان آلمانی کارگردانی کرده است و نمایشنامه‌ای «با کاروان سوخته» که هم اکنون در هفت شهر آلمان و سوئیس و اتریش در حال اجراست و کارگردان نمایش‌های «مسخ» و «بازرس» و «موسیوابراهیم» و گلهای قرآن» در ایران جزو فعالیت‌های این کارگردان است.
کوشک جلالی در آثار به اجرا در آورده‌اش پیش از این نشان داده است که در کارگردانی و اجرا دارای خلاقیت و نگاهی نو و حرفه‌ای است. با سابقه درخشان این کارگردان به دیدار نمایش «خدای کشتار» رفتیم. طراحی ساده صحنه؛ دری در سمت راست در تابلوی نقاشی (افریقایی / مدرن) ... چند بسته مجله و روزنامه که از بهم ریختگی خانه و بی‌سلیقه‌گی زن خانه حکایت دارد زیرا ورونیک مدعی نویسندگی است آن هم راجع به محرومان افریقایی و زنِ اهل فکر و قلم زن خانه‌دار خوبی نمی‌تواند باشد. چهار صندلی مشکی چربی و این‌که هیچ میزی برای پذیرایی وجود ندارد وسایل صحنه را تشکیل داده‌اند نبودن میز و پذیرایی روی زمین معنایی را به ذهن مبتاور نمی‌کرد.
موسیقی شاد و البته دروغین با اشعاری بر زیبایی و فوق‌العاده بودن زندگی جنبه طنز اثر را دو چندان کرده است.
بازی‌ها در وهله اول سرد و خشک بنظر می‌رسند اما کم‌کم انرژی در همه بازیگران رخنه می‌کند قطعاً این ترفندی است که کارگردان اندیشیده و بازیگران به درستی به اجرا در آورده‌اند.
کاظم هژیر آزاد در نقش میشل مردی است که از راه خرید و فروش وسایل خانه زندگی را سپری می‌کند وی در وهله اول باهمسرش (ورونیک) که الهام پاوه نژاد نقشش را ایفا می‌کند. همراه است اما کم‌کم این دو به جان هم می‌افتند تغییر شخصیت‌ها در بازی‌ها نمودی قابل قبول دارد. بهاره رهنما در نقش آنت زنی خونسرد و مهربان نشان می‌دهد اما کم‌کم عصبیت و خشونت و ضعف روحی و جسمی تا سرحد تهوع را به زیبایی اجرا می‌کند بهنام تشکر در نقش آلن نشان می‌دهد که فرزند     در مقابل پدرش که در واقع خدای کشتار است معصوم و منزه است. آلن در کار تولید داروست حالا دارویی تولید کرده‌اند که در میلیون‌ها نسخه در سراسر دنیا پخش شده و عوارض جانبی زیادی دارد و تلاش آلن برای برملانشدن این رسوایی دیدنی است بازی دیوانه‌وار و گروتسک بهنام تشکر در بین مابقی بازیگران جلوه‌ای خاص دارد آدمی با اقتدار و قدرت که حالا باید بر صورتش استفراغ شود و ازدواج اقتدار به ذلت می‌افتد اما باز به زندگی سراسر پلیدی با توجهیی قابل قبول ادامه می‌دهد. (ورونیک) الهام پاوه نژاد هم در نقش نویسنده ای حراف و نصحیت‌گر خود برخلاف نصایح‌اش عمل ‌می ‌کند تضادهای درونی‌اش را به درستی در حرکت و فیزیک و میمیک به رخ می‌کشد.
در مجموع کار ارزشمندی از گروه، علیرضا کوشک جلال در سالن قشقایی دیدیم قطعاً آثاری که با صداقت به نگارش در آمده و به رنج‌های بشری توجه دارد و اجرایی که حکایت از درک صحیح گروه از متن دارد باعث موقعیت اثر می‌شود. اتفاقی که برای «خدای کشتار» می‌افتد.


 
 
ورونیک در خدای کشتار
نویسنده : الهام پاوه نژاد - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ دی ۱۳۸٧
 

 
الهام پاوه‌نژاد بازیگر نقش"ورونیک" در"خدای کشتار":
بزرگترین حرف نمایش عدم اطمینان انسان معاصر است
یکشنبه 1 دی 1387  ساعت 11:21:00 AM      تعداد بازدید: 34
ایران تئاتر -  سرویس خبر 0 نظر نسخه‌ی چاپ

الهام‌ پاوه‌نژاد در تازه‌ترین تجربه بازیگری‌اش در نمایش"خدای کشتار" و در نقش"ورونیک"معتقد است: عدم اطمینان انسان معاصر بزرگترین حرف این نمایش است و درد جامعه امروز ماست که به صورت هنرمندانه‌ای توسط یاسمینا رضا مطرح شده است.
‌ پاوه‌نژاد به سایت ایران تئاتر گفت:«در این نمایش رنگ‌آمیزی نقش ‌زیاد‌ است. به نظر من در دنیای معاصرمان آدم‌هایی شبیه به شخصیت‌های نمایش"خدای کشتار" وجود دارند و آن قدر نقاب‌ها زیاد است که باعث می‌شود دنیای اطرافمان غیر قابل اطمینان شود.»
این بازیگر تئاتر در خصوص نقش خود در نمایش"خدای کشتار" گفت:«نقش‌های این نمایش موازی‌اند و من به عنوان بازیگر این نمایش نقش را دوست داشتم و برایم جالب بود. کلیت متن نیز خیلی خوب است و گیرایی خاص خود را دارد. به گونه‌ای که می‌توان گفت دیالوگ‌ها به صورت بازی پینگ پونگ رد و بدل می‌شود.»
وی در ادامه افزود:«تغییر رویه نقش ورونیک خیلی مشخص بود که به عنوان یک زن روشنفکر وقتی پای منافع شخصی‌اش به میان می‌آید شخصیتی دژخیم از خود نشان می‌دهد.»
وی درباره همکاری‌اش با دیگر بازیگران ‌‌اظهار کرد:«با بهنام تشکر و بهاره رهنما قبلاً کار نکرده بودم، ولی هر دوی آن‌ها بازیگرانی اکتیو، خوش فکر و پرانرژی‌اند و امیدوارم با تجربه‌ای خوشایند از یکدیگر جدا شویم. اما این نمایش سومین تجربه من در همکاری با کاظم هژیرآزاد محسوب می‌شود و آن قدر شریف است که هر بازیگری که با او یک بار کار کند رغبت همکاری مجدد در او به وجود می‌آید.»



 
 
انجمن بازیگران خانه تاتر ایران
نویسنده : الهام پاوه نژاد - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ دی ۱۳۸٧
 
 
فراهانی، هژیرآزاد، پاوه‌نژاد و... هیئت مدیره انجمن بازیگران خانه تئاتر
یکشنبه 1 دی 1387  ساعت 12:59:00 PM      تعداد بازدید: 53
ایران تئاتر -  سرویس خبر   نسخه‌ی چاپ

 
در انتخابات اخیر انجمن بازیگران خانه تئاتر ایران، اعضای هیئت مدیره این انجمن مشخص شدند.
به گزارش سایت ایران تئاتر، در مراسم انتخابات که روز گذشته انجام شد، کاظم هژیرآزاد، هوشمند هنرکار، بهزاد فراهانی، الهام پاوه نژاد ، مریم رحیمی ،محمد ساربان و فرخ نعمتی به عنوان اعضای هیئت مدیره این انجمن انتخاب و معرفی شدند.
همچنین در بخش انتخابات بازرسان هیئت مدیره نیز بهرام سروری‌نژاد و سامان ارسطو به عنوان بازرسان اصلی و سیاوش چراغی‌پور به عنوان بازرس علی‌البدل ‌‌معرفی شدند.