برای زن فردا...کردیا

 
سر آغاز
نویسنده : الهام پاوه نژاد - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧
 

سلام.

درست ۶ سال از آخرین باری که برایت نوشتم میگذره...کار ,دوندگیهای روزمره ,دغدغه ها و...همه و همه منو از نوشتن دور کرد...نمیدونم چی مجبورم کرد دوباره به سمتش بیام..شاید دیدن رشد تو..شاید پذیرش واقعیت ها وشاید هم  دلتنگی ...برای همین فکر کردم بایدباز بنویسم..برای تو..برای تویی که روزی ،در آینده ایی نه چندان دور ،هم گذشته ها را میتونی بخونی و هم حال را...میدونم که بخشی از این یادداشتها حتما خیلی شخصی خواهد بود ولی چه باک...من که فکر میکنم تمام آدمهای روی کره زمین ،با هر جنس و نژاد و ملیت و قومیتی ،تجربه ها و دردها و لذتهای مشترکی دارن.برای همین بارهای بار خودمون رو توی شعر و فیلم و تاتر و کتابهاو نوشته های دیگران جستجو میکنیم..

هنوز نمیدونم سمت و سوی این بلند فکر کردن ها قراره به کدام سمت بره ! میتونه از گپ و درد و دل شروع بشه تا خاطره و خبر و چند خط شعر...

به هر حال آنچه که قطعیه، اینه که مخاطب اصلی این مجموعه تویی...تو  دخترک کوچک...تویی که کنارت دوباره بزرگ میشوم..تو ...کردیا...دخترم..برای من ،تنها زن فردا....