برای زن فردا...کردیا

 
باز هم خدای کشتار
نویسنده : الهام پاوه نژاد - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧
 
نمایش «خدای کشتار»/ کارگردان: علیرضا کوشک جلالی
 
   سه شنبه، 3 دی 1387  15:46:42
 
 

صداقت در نگارش، درک در اجرا

*علیرضا احمدزاده

نقد نمایش «خدای کشتار» نوشته یا سمینارضا و به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی
یا سمینا رضا امروز ستاره تئاتر اروپاست و آثارش از برلین تا امریکا لاتین و تاخاور دور در حال ترجمه و اجراست. این نویسنده پنجاه ساله با نمایشنامه هنر به شهرت رسید نمایشنامه‌ای کوتاه در باره دوستانی که پیرامون یک نقاشی مدرن مباحثه می‌کنند اثری که در واقع یک بوم خالی و سفید بیش نیست. این نمایشنامه هنوز پس از گذشت پانزده سال در تئاتر‌های پاریس اجرا می‌شود و در بیش از 40 کشور روی صحنه رفته است. در ایران هم از این نمایشنامه چهار ترجمه وجود دارد و دو اجرای صحنه‌ای و یک تله تئاتر از این اثر کار شده است فروش نمایشنامه هنر را در اجراهای جهانی حدود پانصد میلیون دلار بر آورد کرده‌اند.
اگرچه مخاطبان با نمایشنامه‌های رضا به خنده می‌افتند اما خود او ادعا می‌کند که آنها کمدی نیستند او می‌گوید: «نمایشنامه‌های من تراژدی هستند. تراژیک اما خنده‌دار. هنر «نمایشنامه‌ای دلخراش است.»
نمایشنامه‌های وی نومیدی و عدم ارتباط و سوتفاهم بین آدمها را نشان می‌دهد یاسمینارضا به گوشه‌ای امتدادی است ملموس بر گرایش ابزورد در تئاتر.
یا سمینارضا متولد پاریس از مادری مجارستانی و پدری ایرانی است پدرش را در رمانی با نام «چکش پیانو» 1997 توصیف می‌کند و رمانی دیگر با نام «انزوا» نیز در سابقه فعالیت‌های ادبی وی دیده می‌شود.
آثاری نمایشی‌اش عبارتند از: گفت‌وگوهای پس ار خاکسپاری 1987/ مرد اتفاقی 1995/ هنر 1994/ اندوه ژرف 1999/ سه روایت از یک زندگی 2000/ یک نمایش اسپانیایی 2004/ ...و آخرین اثرش خدای کشتار که توسط علیرضا کوشک جلالی ترجمه و کارگردانی شده است.
نمایشنامه خدای کشتار حکایت دو زوج شهرنشین است که فرزندانشان با هم دعوا کرده‌اند و حالا بزرگتر برای حل این مفصل گردهم آمده‌اند اما هرچه از این دیدار می‌گذرد تنش و عصبیت و افشاگری و تحقیر وله شدن بیشتر می‌شود.
در جایی «مشیل» می‌گوید: «زندگی زناشویی سخت‌ترین امتحانیه که خداوند برای آدم‌ها وضع می‌کند». در این امتحان هر چهار نفر مردود شده‌اند خانواده هویل با نفرت با هم زندگی می‌کنند هم چنان که خانواده رایل. رابطه میشل و ورونیک درست به تلخی روابط آنت وآلن است.
این اثر یاسمینارضا شبیه ساختار آثار اوژن یونسکو که آدمهایی را نشان می‌دهد که در وهله اول اجتماعی، متمدن و دوست داشتنی بنظر می‌رسند اما کم‌کم ماهیت جنایت کار و یا درون کرگدن‌شان بروز می‌کند فقط کافی است به آنان زمان بدهید تا ماهیت کثیف خودشان را برملا کنند.
به همین خاطر است که معتقدم یاسمینارضا بسیار پیرو اوژن یونسکوست و مخصوصاً نمایشنامه «خدای کشتار» شباهت‌های نزدیکی به نمایشنامه «آوازه خوان طاس» دارد.
علیرضا کوشک جلالی که عضو اتحادیه کارگردانان تئاتر آلمان و هم‌چنین عضو انجمن کارگردانان خانه تئاتر ایران است و تاکنون بیش از 25 نمایشنامه به زبان آلمانی کارگردانی کرده است و نمایشنامه‌ای «با کاروان سوخته» که هم اکنون در هفت شهر آلمان و سوئیس و اتریش در حال اجراست و کارگردان نمایش‌های «مسخ» و «بازرس» و «موسیوابراهیم» و گلهای قرآن» در ایران جزو فعالیت‌های این کارگردان است.
کوشک جلالی در آثار به اجرا در آورده‌اش پیش از این نشان داده است که در کارگردانی و اجرا دارای خلاقیت و نگاهی نو و حرفه‌ای است. با سابقه درخشان این کارگردان به دیدار نمایش «خدای کشتار» رفتیم. طراحی ساده صحنه؛ دری در سمت راست در تابلوی نقاشی (افریقایی / مدرن) ... چند بسته مجله و روزنامه که از بهم ریختگی خانه و بی‌سلیقه‌گی زن خانه حکایت دارد زیرا ورونیک مدعی نویسندگی است آن هم راجع به محرومان افریقایی و زنِ اهل فکر و قلم زن خانه‌دار خوبی نمی‌تواند باشد. چهار صندلی مشکی چربی و این‌که هیچ میزی برای پذیرایی وجود ندارد وسایل صحنه را تشکیل داده‌اند نبودن میز و پذیرایی روی زمین معنایی را به ذهن مبتاور نمی‌کرد.
موسیقی شاد و البته دروغین با اشعاری بر زیبایی و فوق‌العاده بودن زندگی جنبه طنز اثر را دو چندان کرده است.
بازی‌ها در وهله اول سرد و خشک بنظر می‌رسند اما کم‌کم انرژی در همه بازیگران رخنه می‌کند قطعاً این ترفندی است که کارگردان اندیشیده و بازیگران به درستی به اجرا در آورده‌اند.
کاظم هژیر آزاد در نقش میشل مردی است که از راه خرید و فروش وسایل خانه زندگی را سپری می‌کند وی در وهله اول باهمسرش (ورونیک) که الهام پاوه نژاد نقشش را ایفا می‌کند. همراه است اما کم‌کم این دو به جان هم می‌افتند تغییر شخصیت‌ها در بازی‌ها نمودی قابل قبول دارد. بهاره رهنما در نقش آنت زنی خونسرد و مهربان نشان می‌دهد اما کم‌کم عصبیت و خشونت و ضعف روحی و جسمی تا سرحد تهوع را به زیبایی اجرا می‌کند بهنام تشکر در نقش آلن نشان می‌دهد که فرزند     در مقابل پدرش که در واقع خدای کشتار است معصوم و منزه است. آلن در کار تولید داروست حالا دارویی تولید کرده‌اند که در میلیون‌ها نسخه در سراسر دنیا پخش شده و عوارض جانبی زیادی دارد و تلاش آلن برای برملانشدن این رسوایی دیدنی است بازی دیوانه‌وار و گروتسک بهنام تشکر در بین مابقی بازیگران جلوه‌ای خاص دارد آدمی با اقتدار و قدرت که حالا باید بر صورتش استفراغ شود و ازدواج اقتدار به ذلت می‌افتد اما باز به زندگی سراسر پلیدی با توجهیی قابل قبول ادامه می‌دهد. (ورونیک) الهام پاوه نژاد هم در نقش نویسنده ای حراف و نصحیت‌گر خود برخلاف نصایح‌اش عمل ‌می ‌کند تضادهای درونی‌اش را به درستی در حرکت و فیزیک و میمیک به رخ می‌کشد.
در مجموع کار ارزشمندی از گروه، علیرضا کوشک جلال در سالن قشقایی دیدیم قطعاً آثاری که با صداقت به نگارش در آمده و به رنج‌های بشری توجه دارد و اجرایی که حکایت از درک صحیح گروه از متن دارد باعث موقعیت اثر می‌شود. اتفاقی که برای «خدای کشتار» می‌افتد.