برای زن فردا...کردیا

 
ببار ای آسمون ببار...
نویسنده : الهام پاوه نژاد - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧
 

تا حالا شده احساس کنی کلی حرف و مطلب برای گفتن داری ولی یکهو الکن می شی و نمی دونی چی بگی و از کجا شروع کنی ؟!

این حال منه در این چند شب اخیر برای نوشتن یک مطلب جدید.شاید عنوان بندی کردنش کمی ذهنمو منظم کنه:

1-اجرای نمایش "خدای کشتار " هم با همه ی فراز و فرودهاش ،که خدا رو شکر فراز هاش بیشتر بود، به پایان رسید. البته شاید برای دوستداران و کسانی که اجرا را ندیدن خبر بدی نباشه این که بدونن این کار قراره اردیبهشت ماه در سالن فرهنگسرای نیاوران اجرای مجدد بشه. البته اخبار دقیقش رو حتما به وقت اعلام می کنم.

اما جا داره این جا از تمام دوستان ،همکاران و آشنایان و غیر آشنایان عزیز و محترمی که در این مدت نسبت به کار ابراز توجه کردند،چه تعریف ،چه انتقاد تشکر و قدر دانی کنم. چون بر این باورم که هیچ چیزبه اندازه ی نقد اصولی ،نه سلیقه ای نمی تواند برای هر کس سازنده باشد. از تک تک نظرات شما سپاس گزارم.

2- امشب که داشتم وارد سایت و صفحه ی مربوطه ام می شدم متوجه شدم که اسامی وبلاگ های محبوب تغییر کرده و در نتیجه وبلاگ من ازین لیست خارج شده. برایم جالب بود که این نکته ظریفی است برای عزیزان و مخاطبینی که در دوره ایی دلخور ویا شاد بودن از حضور نام وبلاگم در آن لیست .برای من که دوره جوانی  و کار خود"تا الآن 18 سال !" را در حرفه ایی آکنده از زرق و برق هاگذرانده ام ،این تیتر بودن انقدر مورد خاصی نبود و حالا امیدوارم آن همراهان به اندازه ی من متوجه عمر کوتاه محبوبیت و تیتر بودن شده باشند!

3_بسیاری از خواننده ها باز در خواست لینک شدن داشتند ، با تمام علاقه ام به مونولوگ گویی در اجراهای نمایشی ولی برای زندگی روزمره به شدت به دیالوگ گویی معتقدم! پس خواهش مجدد می کنم که سعی کنیم دیالوگ برقرار کنیم نه مونولوگ بگوییم گرچه می دانم این آخری بسیار بر صحنه سخت تره! ولی لطفا پست ها را بخونین! من در چند پست قبلی با ذکر ادله مربوطه، نظرم را راجع به لینک کردن گفته ام.

4-شاید آخرین مطلبی که در این لحظه به ذهنم رسیده اینه که چرا زمستان داره به نیمه ی خودش نزدیک می شه ولی از "برف عزیز" خبری نیست ؟! راستشو بخواین من به شکل خرافاتی یا صادقانه بگم کودکانه ای به حضور برف در زندگیم وابسته بوده و هستم .توضیح بیشتری نمی دم جز این که امیدوارم هر چه سریع تر کوچه ها و شهرمون سپید پوش بشه..

زیاده عرضی نیست..

باقی بقایتان...