برای زن فردا...کردیا

 
"بهانه های ساده ی خوشبختی "
نویسنده : الهام پاوه نژاد - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩
 

این روزا مدام در تکاپویی، بند دلم.

می ری توی اتاقت و در را می بندی.

یواشکی تلفن می زنی.

مدام رنگ مورد علاقه ی خاله و مادر بزرگ ها را می پرسی.

و هر چند وقت با یک نقاشی از نگارخانه ی کوچکت بیرون میای و نظر منو جویا میشی تا بدونی" به نظرت نقاشی خاله خوب شد؟"

می دونم حسابی فکرت مشغوله.امروز می فهمم به خاله فیروزه گفتی:" می خوام برای مامانم کادو بگیرم،چقدر میشه؟؟ "

و درجواب خاله که پرسیده چقدر می خوای هزینه کنی، گفتی :"نمی دونم،چقدر می خواد!"

از عصر هزاردفعه پرسیدی:" نمی ریم بیرون؟" و من بی حوصله گفتم "نه!"

آخرش طاقتت تموم شد و گفتی "فردا نمی ریم بیرون؟ " بعد خودتو به شیوه ی معمول لوس کردی و با کش و قوس گفتی:" آخه می خوام برات کادو بخرم!"

بغلت می کنم و می بوسمت و بوی خوش گردنت رو با تمام وجود به جان می کشم و می گم: " خودت بهترین هدیه ی دنیایی، بند دلم."

سر خوش می دویی به سمت اتاق و میز نقاشی و من

....به بهانه های ساده ی خوشبختی خود می نگرم

به نهالی که تو در باغچه ی خانه امان کاشته ایی...

.......................................

پیوست :

امروز یک نقاشی بامزه بهم کادو دادی. یک ساحل برام کشیدی که بالای اون بزر گ نوشتی، این ساحل فقط برای الهام پاوه نژاد است.!!!

چه کادویی بزرگتراز یک ساحل و دریا  عزیزکم.

از همه دوستان و عزیزانی که پیام تبریک گذاشتند بی نهایت سپاسگزارم.دلم غمگین مادرانی است که امسال بی تبریک فرزاندانشان هستند.