برای زن فردا...کردیا

 
" با که گویم ..."
نویسنده : الهام پاوه نژاد - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩
 

خسته از کلاس و دیدن یک اجرای متفاوت به خانه بر می گردم و تو خانوم کوچولوی خانه شدی و میز شام را چیدی و منتظرمنی. چه خوبه که کسی با عشق منتظر آدم باشه.

شام که می خوریم در گیر دیدن برنامه ایی در بی بی سی فارسی می شم و بعد خلاصه ی اخبار. که ناگهان میگه: شاعر رنگ در گذشت.

آخ نه ! خدایا این دیگه چه خبر و چه اتفاق بدی بود."هانیبال الخاص" هم در گذشت.آخه چرا؟ همین دو ماه پیش بود که در خانه ی هنرمندان یک هفته برنامه و بزرگذاشت داشت.در همین سفر به سنندج پیش یکی از شاگردان خوب و برترش "هادی ضیاالدینی" بودم و مدتها درگیر مقدمه ی کتاب که استاد خطاب به شاگردش نوشته و جمله ی کلیدی آن:

"طراحی کنید.طراحی کنید.طراحی کنید،آنقدر که خسته شوید.حال طراحی کنید تا رفع خستگی کنید..."

پرت می شم به هفت سال پیش که بخت یارم شد و برای اجرای نمایش"چیستا" جایزه ی اولین دوره ی جشن بازیگر خانه ی تاتر از آن من شد و افتخار جایزه ی بزرگ و ارزشمند تابلوی استاد، نصیبم. هنرمند بزرگ سخاوتمندانه پذیرفته بود تابلوهایش هدیه ی برگزیده های بازیگری شود، بی هیچ چشمداشتی .

به قاب عنابی تابلو که دیوار اتاقم را آراسته نگاه می کنم. به سه فریم طراحی قدرتمندش .به شعر هایی که زیر هر فریم طراحی است:

"یا چون پسر ادهم راند به سوی آهو تا صید کند آهو خود صید دگر یابد"

"با که گویم به جهان محرم کو چه خبر گویم با بی خبران"

"خانه ی دل باز کبوتر گرفت مشغله ی بقربقو درگرفت"

و به امضای پر مهر زیر تابلو:

با احترام برای خانم الهام پاوه نژاد  هانیبال الخاص

بغض گلوم را می گیره و حسرتی به حسرت هایم اضافه می شود..چقدر برنامه ریزی کرده بودیم و آرزو داشتم در تهران ساکن شود و ترا برای شاگردی نزدش ببرم.نشد.چون دخترم:

"همیشه پیش از آن که فکر کنی اتفاق می افتد، باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم"

این قانون گریز ناپذیر زندگی و طبیعت بی رحم است.

...........................................................

پی نوشت :

در اینترنت گردی هایم به وبلاگی بر خوردم که مطلب جامعی راجع به آقای الخاص نوشته.برای علاقمندان ادرسش را لینک می کنم.با سپاس از ایشان.

http://eshghast.persianblog.ir