دنیایِ کودکان

بندِ دلم

این دوران، روزهایِ پر تنش و سختی را کنار من گذراندی.چه بعد از یک کار پر التهاب و مسئله ساز و چه بعد از آن بیماریِ سختی که بر اثر آلودگی هوا دچارش شدم و تو مثل یک آدم بزرگ با صبوری و بزرگی و مادری همه را تحمل کردی...ببخش که گاهی اوقات به ذهن و احساس ده ساله ات اعتماد نمی کنم و به حرفت گوش نمی دم!

مثل تصمیم برایِ سفرِ کوتاه مدت اخیرمون که من به دلائل منطقی و دو دو تا چهارتائی تو رو از مقصد مورد نظرت دور کردم و به جای دیگه رفتیم و نتیجه اش این شد که بعد از پیش اومدن مسائلی بهم گفتی دیدی بهت گفتم... و من سکوت کردم و گفتم ببخشید.

تو بیش از گذشته به من می آموزی که پذیرش اشتباه روح را پالوده می کنه و آرامش بیشتری به آدم میده.کاش آدم بزرگا یاد بگیرن قبول اشتباهات و خطاهایشان چیزی از روان آن ها، نه تنها کم نمی کنه بلکه بزرگتر و قابل اعتماد و احترام ترشون می کنه اما افسوس که اکثر ما گرفتار نخوت و غرورِ کوری هستیم...

این روزها حسی آمیخته از بی حس بودن و نگرانی از آینده دارم، همان پارادوکس معروفیه که همیشه بهت میگم.تضاد دو احساس متفاوت در آنِ واحد...دلشوره دارم نکنه تو هم مثل کودکیِ من در همین سن، صدایِ آژیر قرمز و رفتن به پناهگاه را بشنوی و ترس از این جنس و "خدا رو شکر گفتن" بعد از شنیدن انفجارها را که یعنی تو سر من نخورد، خورد تو آشیانه ی دیگری را تجربه کنی...این روزها بیشتر ساکتم و با تو می خندم به بهانه ی پنهان کردن التهابات و نگرانی های دنیایِ بزرگسالان. و لعنت به این آدم بزرگ ها و دنیایِ مزخرفشون.

کاش دنیا به دست بچه ها اداره می شد...مطمئنم اوضاع خیلی بهتر از این پیش می رفت..بچه ها شهودی تصمیم می گیرن و معمولا این جنس تصمیم گیری ها درست تر از تصمیمات منطقی است.مطمئنم بچه ها با دل رحمی به قضاوت می نشستن و دنیا بیشتر به سوی شادی و لذت بردنِ سالم گام بر می داشت...

خدایا فرزندم و فرزندان و جوانان و کشورم را از هر بلای طبیعی و غیرطبیعی مصون بدار...

/ 69 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

در ادامه دعایه شما در انتهایه این متن زیبا میگم خدایا هیچ مادری رو با فرزندش نیازما [لبخند] خوشحال شدم که با وب شما آشنا شدم

مائده

باسلام خانم پاوه نزاد اگه یکم به نظرات پائین تر نگاه کنید متوجه خواسته من میشوید منتظر هستم باتشکر[قلب][ماچ][نیشخند][خجالت]

مائده

خوب خواسته من از شما اینه که... ببینید خانم پاوه نزاد من یه دختر 14ساله هستم و به سینما علاقه دارم البته نه مثل بعضی از ادم ها که دنبال مشهور بودن و...میگردن.من دارم کلاس بازیگری میرم (خانم گلستانی و اقای خمسه)ولی از بویی که میاد فقط قرار یبار روی صحنه نمایش اجرا کنیم خوب این نمره کاملی برای من نیست از شما کمک میخواهم که بکی از مراکزی که تست بازیگری میگیرند در تهران را به من معرفی کنید تا بتوانم یکی از بازیگران خوب و موثر در عرصه سینما بشوم.(مثل شما)باتشکر از جوابی که به من میدهید[سوال][نیشخند][سوال][نیشخند][خداحافظ][خداحافظ]

مائده

مرسی از راهنمایی که کردید ولی من 4سال است که دارم پله پله راه رو طی میکنم اخه تا کی؟خوب خیلی از بازیگر هایی هستند که بازیگری رو از همین سن کم شرروع کردند ولی بااین حال من از شما میخوام یه مجله یا روزنامه یا مرکزی که تست بازیگری و یا تاتر میگیرند را به من معرفی کنید.... باتشکر از شما[لبخند]

ليلا

خانم پاوه نزاد عزيز.هيچ وقت چهره معصوم زيبا دلنشين و جذابتان را در سريال همسران با بازي زيبا كه لطافت يك زن ايراني رو به تصوير ميكشيد فراموش نميكنم. چشمان گيراي شما هميشه در ذهن من خواهد ماند.آرزو دارم روزي كرديا هم همچون شما خانمي لطيف و دلسوز و نگران همنوع بشود.ولي هرگز مريضي جنگ نگراني و دلشوره را تجربه نكند. براي هلياي من هم دعا كنيد سالم و صالح بماند.

آرش

سلام من عاشق بازیگری هستم باید چکار کنم تا بتونم توی فیلم بازی کنم؟

مائده

یعنی اعتقادی هم به کلاس بازیگری ندارید؟؟؟؟ویا اونو موثر نمیدونید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!![سوال][سوال][سوال][سوال][سوال]

زهرا

سلام خانم گل هنرمند عزیزم همشهری هرچند فرصت نکردی به وب گلهای زیبای اندیشه سری بزنی اما مهم نیست نگران یتو درک میکنم . اما خدا به ما رحم میکنه . اینده شیرینی برا کودکانمون در پیشه خدا نگهدار

یثنا

سلام خانم پاوه نژاد من الهام 19 ساله از اهواز هستم دوست دارم فیلمنامه نویس بشم کجا باید داستانم و معرفی کنم ممنون میشم اگه راهنماییم کنی منتظر نظرشما هستم

مهسا

سلام خانم الهام پاوه نژاد من هم همشهریتان هستم مهسا اهل پاوه به تازگی با وبلاگتون اشنا شدم و عاشقش شدم من 14 سالمه و باید بگم وبلاگ خیلی قشنگی دارین ممنون