" وحدت "

" چه زیباست

رقصِ قطرات باران در آغوشِ سپیدِ دانه هایِ برف

لحظه ی یگانگی..."

/ 45 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابک میرشکار

من زندگي را دوست دارم ولي از زندگي دوباره مي ترسم دين را دوست دارم ولي از كشيش ها مي ترسم قانون را دوست دارم ولي از آيينه مي ترسم سلام را دوست دارم ولي از زبانم مي ترسم من مي ترسم پس هستم اينچنين مي گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولي از روزگار مي ترسم

بابک میرشکار

ای خدا وطنم ویران است تمام شهرهای دلم پر از راکت های شیمیایی شده است کلاغ های دلم همه بیدار شده اند مغزم شبیه چاه فاضلاب شده است مارمولک ها از دیواره های دلم بالا می ایند خانه سرده سرد است همه چیز مزه ی زهر حلاحل میدهد جنون گاوی شیوع پیدا کرده است . قلبم این روزها مقدار زیادی پودر اویشن میخواهد .......اسمان دلم تحریم است اویشن کمیاب شده اما زندگی همچنان ادامه دارد

مرتضی

سلام خانوم پاوه نژاد دلگیرم ازت چرا برای اسکار مطلبی نذاشتید؟

مجله شهرزاد

سلام. وبلاگ قشنگ شما در سایت شهرزاد در قسمت معرفی وبلاگ لینک شد. در صورت تمایل ممنون خواهیم شد ما رو لینک کنید. ممنون

علی

سلام [گل][گل][گل]

علی

رقص این دانه ها ، آن روزها که پستتان را حک میکردید کابوسی شده بود برای شبهایم . با تمام زیباییش ، لحظه ی یگانگی شما روزهای چندگانه گی های من بود . این هم رازی است از هزاران حکمت پروردگار ......

رها

به نام خدای مهربانی سلام به خانم پاوه نژاد عزیز اگر اجازه بدید راحتر بگم الهام عزیزم سال نو مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشید.پر از موفقیت و شادی و سلامتی. می بوسمت عزیز

فرشید

امروز روز توست ، روز میلادت دنیا تبسم کرده است امروز با یادت امروز بی شک آسمان آبی ترین آبیست چرخ و فلک همچون دلم درگیر بی تابیست .

سودابه

دلم برای جنگل درخت . . دلم برای آسمان پرنده . . پرواز . . دلم برای دریا رودخانه . . باران برای تنها . . تنها یک هوا . . نفس تنگ شده است در سرزمین من . . خدایا . . دیگر هیچ چیز تازه ای نیست نه ترنم حنجره ی کوچک پرنده ای نه درخت . . نه آسمان نه پرواز . . نه رودخانه و نه باران همه چیز را . . . به خفقان فرو بسته ی پیشرفتهای پردود . . پر صدا و منجمد . . فروختیم . . .