هنر پیشه ی نقش چندم...

وقتی پذیرفتی نقش دو و یا حتی

سه را در زندگی بازی کنی باید

 منتظر باشی که مثل یک هنرور یا

سیاهی لشکر باهات رفتار بشه...

.....................................................................

پی نوشت : خواننده های محترم دقت کنید ؛ " در زندگی " ،تاکید می کنم ؛"در زندگی".

/ 68 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوشــــــــین

[لبخند]ســــــــــلام خانـــــــــم پـــــاوه نــــژاد : خوبیــــــــــــن ؟.....[لبخند]

نوشــــــــین

لحظه های گم شده ی زندگی را با نیلوفرهای باغ حسرت دمخور مکن پشت به غروب کن و رو به آفتاب و در خیال به سمت دوست پرواز کن... غربت را معنای دیگری ببخش و زخم های قلب کبودزمانه را مرهم بگذار در گرداب آفتاب اسیر نشو " شب آرام را به صبح برسان و تاریکی اش را با صدای باد صیقل بده و این را بدان که مردابها در انتظارند دیوارها تشنه اند پنجره ها اسیر چارچوب خود " شب می رود و صبح در راه است و .......... زندگی دوباره شروع می شود

نوشــــــــین

من از تو مي مردم اما تو زندگاني من بودي تو با من مي رفتي تو در من مي خواندي وقتي كه من خيابانها را بي هيچ مقصدي مي پيمودم تو با من مي رفتي تو در من مي خواندي تو از ميان نارونها گنجشكهاي عاشق را به صبح پنجره دعوت مي كردي وقتي كه شب مكرر ميشد وقتي كه شب تمام نيمشد تو از ميان نارونها گنجشك هاي عاشق را به صبح پنجره دعوت ميكردي تو با چراغهايت مي آمدي به كوچه ما تو با چراغهايت مي آمدي وقتي كه بچه ها مي رفتند و خوشه هاي اقاقي مي خوابيدند و من در آينه تنها مي ماندم ......

نوشــــــــین

... من مناجات درختان را هنگام سحر " رقص عطر گل یخ را با باد نفس پاک شقایق را در سینه ی کوه " صحبت چلچله ها را با صبح نبض پاینده ی هستی را در گندم زار " گردش رنگ و طراوت را در گونه ی گل همه را می شنوم - می بینم- من به این جمله نمی اندیشم ...به تو می اندیشم ... ای سراپا همه خوبی " تک و تنها به تو می اندیشم . همه وقت همه جا " من به هر حال که باشم به تو می اندیشم . تو بدان این را تنها تو بدان " تو بیا "تو بمان با من " تنها تو بمان جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب " من فدای تو " به جای همه ی گلها تو بخند اینک این من که به پای تو در افتادم باز " ریسمانی کن از ان موی دراز تو بگیر تو ببند ! تو بخواه " پاسخ چلچله ها را تو بگو " قصه ابر هوا را تو بخوان تو بمان با من تنها تو بمان " در رگ ساغر هستی تو بجوش ... من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقیست " اخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش

نوشــــــــین

بـــــــا آرزوی بهــــــــترینها و قشــــــــنگترینــــــــها بــرای شــــما ...[گل] بهـــــــــــــــــاری و شــــــــــــــــاد باش ....... فعـــــــــلا ....[خداحافظ][گل]

میس شانزه لیزه

سلام خانم پاوه نزاد عزیز میدونم کلی مخاطب و دوست دارید...اگر وقت داشتید من به روزم...خیلی حرفه ای شاید نباشه ولی خوب فیلم (کنعان ) رو دوست نداشتم و چند جمله هم از اساتید شنیدم که....مایه امتنان من هست اگر سر بزنید.[گل]

عالی بود

نیما

با درود بر شما من هم معتقدم همه ی انسانها از زن و مرد و هر نژاد و ملتی باید دارای حقوق برابر باشند و می دانم امروزه در جهان و از جمله کشور خودمان به زنان ظلم مضاعف می شود ولی باید در این مساله به ریشه ها توجه کرد . می دانید ریشه ی همه ی این ظلمها چیست ؟ اگر بخواهم در یک جمله بگویم باید بگویم مالکیت شخصی نظر شما چیست ؟

شکلات تلخ

من همیشه نقش اول زندگیم رو بازی می کنم چون هیچ فردی یا افرادی رو نمی بینم که این نقش رو بپذیرند. سیاه لشکر بودن برای اطرافیانم راحت و دلچسب تره [بغل]