" کوچ بنفشه ها "یا " قصد رحیل " ؟

از وقتی خبر رفتن استاد گران قدر "شفیعی کدکنی "  را خواندم ، مدام این بند از شعر زیبای " کوچ بنفشه ها"  که با صدای جاودانه ی " فرهاد " برایم عجین شده  ، در سرم می چرخید :

"... ای کاش 

ای کاش آدمی وطنش را

مثل بنفشه ها

(در جعبه های خاک )

یک روز می توانست ،

همراه خویشتن ببرد به هر کجا که خواست...."

وقتی به کتاب مراجعه کردم برای این که شعر را با حفظ آداب نوشتاری منتقل کنم ، به شعر دیگری برخوردم که نام و زمان و مضمون شعر حیرت زده ام کرد : " قصد رحیل "

پیش گویی در  چهل و یک سال پیش.

 و چه مبارزه ایی برای عدم تحقق آن اما ،

ظاهرا جبر تقدیر پر زور تر از اختیار دل  ماست. متاسفانه.

 

"قصد رحیل"


من عاقبت ازینجا خواهم رفت

پروانه ای که با شب می رفت

این فال را برای دلم دید

 

دیری است .

مثل ستاره ها چمدانم را

از شوق ماهیان و تنهائی خودم

پر کرده ام ، ولی

مهلت نمی دهند که مثل کبوتری

در شرم صبح پر بگشایم

با یک سبد ترانه و لبخند

خود را به کاروان برسانم .

 

اما ،

من عاقبت از اینجا خواهم رفت .

پروانه ای که با شب می رفت ،

این فال را برای دلم دید .


                                     استاد شفیعی کدکنی _1347


/ 41 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عالیه

سلام خانم پاوه نژاد وای من دو تا پست رو دیر خوندم ببخشید نتونستم بیام امیدوار زندگی سبزی داشته باشید خدا نگهدار

عالیه

سلام خانم پاوه نژاد وای من دو تا پست رو دیر خوندم ببخشید نتونستم بیام امیدوار زندگی سبزی داشته باشید خدا نگهدار

زهرا

من ازبازیگری تو تلویزیون و سینما بیشترخوشم میاد کلاسای بازیگری جام جم چه طوره اونجاخوبه یاکانون سینماگران جوان ؟البته تئاترلذت بخش تره ولی من علاقه دارم توتلویزیون بدرخشم می شه راهنماییم کنید ممنون این که می خوام برم تو حرفه بازیگری نه برای شهرته نه برای پول به خداجدی می گم کلا این حرفه رو دوست دارم چون حرفه جذابیه آدم می تونه آدمای مختلفی رو تجربه کنه توروخداراهنماییم کنید

زهرا

یه سوآل اگه بدونین من چقدربه شما علاقه دارم اصلابراتون مهمه ؟ شما برای هواداراتون ارزش قائلین ؟

الهام وفامهر.مجری

سلام خیلی زیبا نوشتین می تونم شما رو لینک کنم؟ لطفا بهم سر بزنین. و نظر بدین

...

هزار آیت کبری در او ... http://khalvate-eshgh.blogfa.com/ جلسه سخنرانی "استاد غریب" با موضوعیت (شمس کیست)در مورخه ۸ مهرماه ۱۳۸۸ در روز بزرگداشت مولانا جلال الدین محمد بلخی, ساعت: ۱۷ لغایت ۱۹ واقع در: تهران , خیابان طالقانی یعد از خیابان ایرانشهر ,خیابان موسوی شمالی باغ هنر , خانه هنرمندان ایران تالار ناصری برگزار میگردد.

یکنفر

جمله قشنگی رو برای کوچ انتخاب کرده بودید.کاش میشد بروم با خودم وطنم را ببرم یا کاش میشد بروند ............... واقعا سخته ماندن و سختر رفتن .اینجا برزخ است.............!

علي

ممنون و تحسين از اينكه حاضر شديد انقدر صميمي با مردم در ارتباط باشيد.ارزشمنده.يك غم يا اعتراضي (نميدونم به چي؟) ته همه ي مطالبتون مي بينم و عجيبه كه انگار انس قريبي با اين غم يا اعتراض دارم.نمي دونم چيه اما ميدونم اگر بتونم خودمو بفهمم مي فهمم گمشده ي شما چيه و اگر بفهمم گمشده ي شما چيه مي فهمم گمشده ي خودم چيه!مطمئنم اين احساس الكي نيست.شايد بي مهري ها باشه!شايد زياد به ياد مرگ افتادن باشه.نميدونم.هفتا شعر از شما تو يك سايتي ديدم.خواستم شعرهاي بيشتري پيدا كنم خوشبختانه وبلاگتون ديدم.اول باورم نمي شد خودتون هستيد كه مي نويسيد.واقعا هنرمنديد.همه قشر مردم پير و جوون،تحصيل كرده و بي سواد،شهري و روستايي دوستون دارن.همه آرشيوتونو مي خونم.و منتظرم باز بنويسيد.لطفا بيشتر رو آنتن بيايد. از شما ممنونم و آرزو مي كنم به آرزوهاتون برسيد